اب را گل نکنیم...

زندگی خالی نیست، مهربانی هست ، سیب هست ایمان هست،...

اب را گل نکنیم...

زندگی خالی نیست، مهربانی هست ، سیب هست ایمان هست،...

دلنوشته های یک دخترمسلمان ایرانی ،
از آرزوها ، علایق ، اهداف، خوشیها و سختیهای زندگی ام مینویسم...

بایگانی

انه تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت؟

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۲۵ ب.ظ

بچگیام عاشق کارتون انه شرلی بودم با تک تک قسمتاش زندگی میکردم و با تک تک دیالوگاش عشق میکردم...ی

کم که بزرگتر شدم خواهر جان بهم گفت تو عین انه شرلی هستی ...خود انه شرلی هستی...تند تند حرف میزنی احساساتی برخوردمیکنی و شعر میگی و کتابم زیاد میخونی هرچند اون هروقت از پرچونگی هام حرصی میشد اینو میگفت اما من کلی ذوق میکردم و کلی خوشحال میشدم 

2 1-

13 سالم بود که رمان های انه شرلی رو خوندم و بازهم عشق کردم الان 18 سالمه و بازهم کلی با کارتونش کیف میکنم شاید بچه گونه باشه اما من هنوزم کارتون میبینم و کارتون دیدن رو به سریالای هندی و ترکیه ای ترجیح میدم به کمتر کسیم میگم چون دوست ندارم بشنوم "یکم بزرگ شو بااااابااااا" "چند سالته عممموووو؟"میدونی ؟اینا رو نوشتم که یادم بمونه من همیشه عاشق یه زندگی با شرافتمندانه بودم شاید ساده اما شرافتمندانه 

نوشتم که یادم بمونه من پرتلاشم و پر تلاش میمونم شاید سخت بشه یا سخت بگذره اما ما سخت ترشم گذروندیم من بازم تلاش میکنم و درس می خونم و برای رویاهام میجنگم و یادم میمونه اون بالایی همیشه هوام و داره...من پولدار میشم اما بنده ی پول نه...من درک میکنم انه چجوری عاشق متیو وماریلا بود... من تلاش میکنم و مقاومت میکنم برای خانوادم برای اونایی که سخت گذروندن تا بچگی من سخت نگذره...برای خوشحالی کسی که وقتی یه بچه ی دوساله بودم منو گرفت زیر بال و پرش...

                                                                  ... اوس کریم دستمونو ول نکنی



  • دختر کویر

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی